الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
367
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
بنده روز قيامت محشور شود و خونى به گردن ندارد و به اندازهء يك خونِ حجامت يا بيشتر به او داده شود و به او گفته شود : اين است بهرهء تو از خون فلان كس ، و او بگويد : پروردگارا ! به راستى تو مىدانى كه جان مرا گرفتى و من خون كسى را نريخته بودم ، در پاسخ مىگويد : آرى ، تو از فلانى روايتى چنين و چنان شنيدى و آن را بر ضرر او روايت كردى و آن روايت نقل شد تا به فلان جبّار رسيد و او را كشت و اين سهم و بهرهء تو است از خون او . ( 1 ) 6 - از امام صادق ( ع ) اين آيه را خواند ( 61 سوره بقره ) : « اين براى آن است كه آنان به آيات خدا كفر ورزند و پيغمبران را به ناحق بكشند » پس فرمود : هلا به خدا كه آنها را به دست خود و با شمشيرهاى خود نكشتند ولى احاديث آنها را شنيدند و آن را شهرت دادند و به واسطهء آن گرفتار شدند و كشته شدند و اين فاش كردن سرّ است و تجاوز است و گناه است . ( 2 ) 7 - از امام صادق ( ع ) ، فرمود : در قول خدا عز و جل « پيغمبران را به ناحق مىكشند » هلا به خدا كه آنها را با شمشير خود نكشتند ولى سرّ آنها را فاش كردند و شهرت دادند تا كشته شدند . ( 3 ) 8 - امام صادق ( ع ) فرمود : راستى خدا عز و جل مردمى را به فاش كردن سرّ ، ملامت كرده است و فرموده است ( 83 سوره نساء ) : « و چون امرى بر آنها گزارش شود از امنيّت و ناامنى آن را فاش كنند » مبادا شما رازى را فاش كنيد .